سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
بهترین دوست من - چفیه
و مردى از او خواست تا ایمان را به وى بشناساند ، فرمود : ] چون فردا شود نزد من بیا ، تا در جمع مردمان تو را پاسخ گویم ، تا اگر گفته مرا فراموش کردى دیگرى آن را به خاطر سپارد که گفتار چون شکار رمنده است یکى را به دست شود و یکى را از دست برود . [ و پاسخ امام را از این پیش آوردیم و آن سخن اوست که ایمان بر چهار شعبه است . ] [نهج البلاغه]
بهترین دوست من - چفیه
  • پست الکترونیک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسی بلاگ
  • پارسی یار
  • در یاهو


  • بیست و ششم اسفند ماه 1366 یادآور یکی از تلخ ترین و مرگبارترین صحنه های تاریخ جنگ 8ساله یعنی بمباران شیمیایی حلبچه توسط هواپیماهای رژیم بعث عراق می باشد.جنایتی که هیچگاه از دل تاریخ زدوده نخواهد شد.این حمله ددمنشانه که به دستور جنایتکار وحشی و خونخواری بنام صدام انجام گرفت بیش از پیش از ماهیت جنایتکارانه او وهمه حامیانش به ویژه قدرت های غربی پرده برداشت.یکی از عملیات های غرورآفرین و پیروزمندانه رزمندگان اسلام در هشت سال دفاع مقدس،عملیات والفجر 10 بود که در واپسین روزهای اسفند ماه 1366 با هدف خارج ساختن چند شهر کشور از برد آتش توپخانه دشمن و آزاد سازی بخش وسیعی از مناطق و تاسیسات استان سلیمانیه عراق در (شهرهای حلبچه،خرمال،دوجیله و...)به اجرا درآمد.اهالی کردنشین این مناطق که از ظلم و جور رژیم بعثی دل خوشی نداشتند برای رهایی از سلطه صدام،حاکم ظالم و سفاک عراق به یاری و استقبال رزمندگان ایرانی شتافتند.یکروز از آغاز این عملیات نگذشته بود که دشمن زبون به تلافی پیروزیهای رزمندگان اسلام و جبران شکست نیروهای خود و همچنین با انگیزه انتقام از نحوه برخورد مردم مناطق مزبور با نیروهای ایرانی،شهرهای(حلبچه و خرمال)را وحشیانه و دیوانه وار مورد حملات شیمیایی خود قرار داد.در غروب غم بار بیست وششم اسفند ماه 1366،مردم بی دفاع و مظلوم این شهرها همزمان با غرش جنگنده بمب افکن های رژیم بعثی عراق ناگهان متوجه ابرهای تیره و رنگینی شدند که بر فراز شهر و خانه هایشان سایه افکند؛هنوز این ابرها فرو ننشسته بودند که بوی مرگ از آن ها به مشام رسید.انگار ناقوس مرگ در حلبچه به صدا در آمده بود.زن و مرد،پیر و جوان،کودک و نوجوان،همه و همه برای حفظ جان خود،سراسیمه راه گریز از شهر را در پیش گرفتند؛لیکن شدت حملات به گونه ای بود که بسیاری از شهروندان را غافلگیر و مجال هرگونه حرکت را از آنان سلب نمود.صدای ضجه های پرسوز وگداز مادران و ناله های جگر سوز کودکان بلند شد.ادامه مطلب...



    دل سوخته ::: پنج شنبه 24/12/85::: ساعت 8:10 عصر
    محبت دوستان: نظر


    ماجرای غریبی است قصه عشق .می نگا رم هرچه را از دل برآید تا صادقانه حرفهای بی بهانه و بی تکلف و بی اشاره ام را بنویسم تا که روزی شاید کسی آنها را به یاد آورد. آسمان را می نگرم به یاد می آورم دل آسمانیش را، دیدگان اشکبارش را در سحرگاه. قنوت عاشقانه و رکوع خالصانه و سجده پرسوزو گدازش را و به یاد می آورم ، پرواز ملکوتیش را.


    سر به سجده گاه عشق داشت ،گویی که از جنس آسمان بود اویی که مصداق حدیث نبوی من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق شد و بر آسمان تاریک، مانند ستاره درخشید. در سال 49 در پنجم مهرماهش چشم به جهان گشود.در دنیایی پرازدحام که می دانست وقت تنگ است و راه دراز. می دانست که فقط از جاده های ناهموار می شود به مقصد رسید.نیت را خالص کرد و شتافت، یقین داشت، که تا باران فقط یک اشک فاصله است.در سال 63 قدم در جایی گذاشت که دانشگاه عشق بود جایی که یک چفیه خونین، روایت هزار آسمان عشق بود، در عملیاتهای متعدد بعنوان امدادگر مرحم درد عاشقان بود...بالاخره در سال 66 خداوند لبیک او را پاسخ داد و در عملیات والفجر10(حلبچه) گونه اش خاک را نوازش کرد، تا آسمان را پیدا کند و چه زیبا سجده سبز محبت را ادا نمود و رفت. و او کسی نبود جز امدادگر شهید مجید رضایی.الهی چنان کن که از شهدا نه دست برداریم نه دل،نه بیش از این مدیون آنان باشیم ونه از رویشان خجل.


    مرا بالی است از پرواز مانده قدمهایی است در آغاز مانده



    شهیدان دستهایم را بگیرید منم همراه از ره باز مانده



    دل سوخته ::: دوشنبه 29/8/85::: ساعت 9:15 عصر
    محبت دوستان: نظر

    >> بازدیدهای وبلاگ <<
    بازدید امروز: 21
    بازدید دیروز: 138
    کل بازدید :158348

    >>اوقات شرعی <<

    >> چفیه<<
    بهترین دوست من - چفیه
    دل سوخته[125]
    چفیه ام کو ؟! چه کسی بود صدا زد : هیهات !! عشق من کو ؟! مهربان مونس شب تا به سحرگاه ام کو؟! چفیه ی شاهد اشکم به کجاست ؟!من چرا واماندم ؟! مأمن این دل طوفانی بی ساحل کو ؟! ای سحرگاه ! تو را جان شمیم نرگس ، چفیه منتظر صبح کجاست ؟! تربت کرب و بلا ! تو بگو چفیه ی سجاده چه شد ؟ ای مفاتیح ! بگو همدم دیرینه ی نجوایت کو ؟! آی مردم ، به خدا می میرم !! مرگ بی چفیه ! خدایا هیهات !! چفیه ام را به دلم باز دهید. عهد ما ، عهد وفا بود و صفا بود و ابد! گر چه من بد کردم ولی ای چفیه ! بدان بی تو دلم می میرد !!

    >> پیوندهای روزانه <<

    >>لوگوی وبلاگ من<<
    بهترین دوست من - چفیه

    :: لینک دوستان ::

    دوستدار علمدار
    بندیر
    فصل انتظار
    یگان خاک بازان
    قافیه باران
    آخرالزمان و منتظران ظهور
    برو بچه های ارزشی
    اهلبیت (ع)،کشتی نجات ما...
    یا امیر المومنین روحی فداک
    برادران شهید هاشمی
    بیا ای دل از این جا پر بگیریم ...
    عطر یاس
    پیاده تا عرش
    صدفی برای مروارید
    پر شکسته
    سجاده ای پر از یاس
    سرزمین من
    سردار بی سنگر
    یا حسین (ع)
    نسیم قدسیان
    بوی سیب
    کانون فرهنگی شهدا
    عاشق آسمونی
    گل پیچک
    هیئت فاطمیون شهرضا
    کشکول
    علمدار دین
    شهدا
    السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
    یادداشتهای فانوس
    تنها علمدار
    اسوه ها
    عــــــــــروج
    یا زهرا(س)
    حاج آقا مسئلةٌ
    خطابه
    .:: رایحه ::.
    .::: رایحه وصال :::.
    قیام گاه عمارها
    شهید قنبر امانی
    پوکه(با شهدا باشیم)
    لهجه سکوت
    مهر بر لب زده
    منتظر بیداری
    سرخ بی نهایت
    دوزخیان زمین
    عطش
    قافله شهداء
    شمیم یاس
    یاد لاله ها
    به یاد شهدا
    شکوفه های زندگی
    مذهبی
    پاک دیده
    پایگاه اطلاع رسانی قاین نیوز
    مهاجر...
    استشهادی
    صدفی برای مروارید
    صراط مبین
    پاتوق جنگ نرم
    توشه آخرت
    نیم پلاک
    ولایت علیه السلام
    منطقه آزاد
    منتظر
    شیدای حسین
    کبوترانه
    مهدیاد
    عشق بی انتها
    بازمانده تنهای تنها
    به عشق ارباب
    آســــــمــونـــی بــاش
    عدالت و عادل کجاست؟
    شعیب ابن صالح
    یا رب الحسین
    شمیم حیات
    نسیم وحی
    دنیای واقعی
    باد صبا
    نشانه های ظهور
    سیر بی سلوک
    آخر عشق
    راز و نیاز با خدا
    دو نیمه سیب
    غیر از خدا هیچ مخواه
    مائدة من السماء
    شمیم
    وبلاگ ایران اسلام
    انتظار
    اینجا فقط خداست
    علوم جهان
    نیروهای ویژه
    به راه لاله ها
    فصل کودکی
    سیب سرخ
    دیده و دل
    یوسف گم گشته
    پرستوی مهاجر
    فرزند شهید
    شمیم عطر گل یاس
    کوثر
    بانگ رحیل
    غروب شلمچه
    صهبای صفا
    بی نشان
    یاس کبود
    پروانه ی مهاجر
    تسبیح
    سبکبالان
    محمد حسین رنجبران
    من عرف نفسه فقد عرف ربه
    عرشیان
    بزمانه
    شاخه گلی برای شهید
    بسم رب الشهدا و الصدیقین
    دفاع مقدس(راه بی پایان)
    امیرالمومنین علی(ع)
    حاج حمید
    وصال
    صبح (وبلاگ دفاع مقدس)
    کبوتر غریب
    سپاه نیور
    تلنگر
    کامران نجف زاده
    چفیه یعنی عشق
    نوید شهادت
    نسل خمینی
    فرهنگ شهادت
    گردان نوح
    کربلای جبهه ها یادش بخیر...
    خادم الشهداء
    عدالت خواهی
    شهدای گردان مقداد
    عطش 10
    لبیک
    شهادت مزد خوبان
    ولایت،مذهبی...
    شیران لرستان
    حرفهای ناب...
    القائم
    کربلایی ها
    دل نوشته
    پلاک، شهادت
    تراوش اندیشه
    پیام شهبند
    پلاک طلایی
    هویزه
    اذان صبح
    لاله های آسمانی
    آسمان شلمچه
    مشکاة
    واحد 106
    ما همه شرمنده شهدا هستیم
    شهدای تهران
    پایگاه شهیدان شیردم
    یادداشتهای بی تکلف
    ساحل آسمانی
    سجده بر خاک
    بچه پرستوهای شهید
    صراط مبین
    یه منتظر


    :: لوگوی دوستان ::

    >>موسیقی وبلاگ<<

    >>آرشیو شده ها<<
    >>جستجو در وبلاگ<<
    جستجو:

    >>اشتراک در خبرنامه<<
     

    >>طراح قالب<<